ادامه ماجراهای مهدیه موشی و صندلی!!!
امروز مامانی برای اولین بار داشت سوسیس درست میکرد و مشغول بود، سرم به کار خودم گرم بود که یهوووو دیدم شما موشی خانم به کمک صندلیت دستتو رسوندی به آبسرد کن یخچالو.......
بعععله از سر آستینت تا خود نوک پاچه شلوارت(یا به قولی تنبونت!!!عاشق واژه ی تنبونی و وقتی میگم تنبون کلی میخندی!
) خیس آب شده بود اونم چی آب یخ!!!
به به!!! یه موش سرما خورده تو چله زمستون حالام تبدیل شده به یه موش آب کشیده!!!
تا اومدم طرفت سریع دستای کوچولوتو به علامت ایست گرفتی جلوی منو گفتی: نه نه نه چیزی نیس عزیزم دارم یه خورده فقط آب بازی میکنم(همچین خوشمزه واسه من دلیل می آوردی که دلم نیومد نذارم به خرابکاریت ادامه بدی پس یه چند دقیقه ای بیخیال شدم
اونم چه بیخیال شدنی! مگه میشه یه مادر بچه ش سرما خورده باشه و بیخال آّب بازیش اونم تو فصل سرما بشه؟؟؟)اما چه میشه کرد؟ مثل خودم عاشق آب بازی هستی، یادمه بچه که بودم مامان جون میگفت تو مثل اردکی همش دلت میخواد دست و پات تو آب باشه!
اما گلم صبر کن برای تابستونت و یه آب بازی مشدی برای هر روزت یه برنامه اساسی دارم.


ادامه ماجراهای مهدیه موشی و صندلی!!! 

